تبليغاتX
آموزش IT
آموزش IT
اجتماعی-علمي-فرهنگي-susangerd@isfedu.org
مذهبی
   
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ـ … هنگامي كه پروردگارت به فرشتگان فرمود: من در زمين جانشيني خواهم گماشت.

ـ فرشتگان در مقام مخاصمه گفتند:

آيا كسي را مي گماري كه در آن فساد كند و خونها بريزد و حال آنكه ما خود تو را به پاكي مي ستاييم و تقديس مي كنيم؟

ـ خداوند فرمود:

من چيزي مي دانم كه شما نمي دانيد. من از گل خشك و برآمده از لجن بويناك بشري مي آفرينم. پس آنگاه كه او را راست و تمام گردانيدم و از روحم بر او دميدم بر او به سجده در افتيد. آنگاه او را از خاك آفريد و همه نامها را به آدم آموخت و به فرشتگان عرضه نموده فرمود: اگر راست مي گوييد، مرا ازنام اينها خبر دهيد.

ـ فرشتگان گفتند:

منزهي تو ما علمي نداريم جز آنچه تو خود يادمان داده اي كه تويي دانا و حكيم.

پس خداوند فرمود:

اي آدم ايشان را از نامهاي اينها آگاه ساز، پس چون آنان را از نامهايشان آگاه ساخت.

خداوند به فرشتگان فرمود:

آيا به شما نگفتم من بر غيب و آسمانها و زمين داناتر و آنچه را آشكار مي كنيد و آنچه را پنهان مي داشتيد، مي دانم.

 

ـ آنگاه كه فرشتگان را فرمان داديم كه بر آدم سجده كنند پس همگي يكسره سجده كردند مگر ابليس كه از جنها بود و از اينكه با سجده كنندگان باشد، خودداري ورزيد. و سخت با خداي رحمان مخالفت و عصيان كرد.

خداوند فرمود: اي ابليس چه چيز تو را از سجده به آنچه با دو دست خويش آفريدم، آنگاه كه تو را دستور دادم ـ بازداشت؟ آيا خود را بزرگ ديدي يا از برتري جوياني! اي ابليس تو را چه شد كه با ساجدان نبودي؟

ابليس گفت:

آيا كسي را سجده كنم كه از گل آفريده اي؟ به من بگو آيا اين همان است كه برمن برتري اش دادي؟ من هرگز به بشري كه از گل خشك برآمده از لجن بويناك آفريده اي سجده نخواهم كرد. من از او بهترم مرا از آتش آفريدي و او را از گل.

آنگاه خداوند فرمود:

از اين (جايگاه) فرود آي كه تو را نرسد در آن تكبر ورزي پس بيرون شو كه بي شك از فرومايگاني و تا روز رستاخيز لعنت من بر تو است.

ابليس گفت:

پروردگارا پس مرا تا روز رستاخيز مهلت ده.

خداوند فرمود:

همانا تو از مهلت يافتگاني تا آن روز معلوم!

ابليس در جواب گفت:

پس چون مرا گمراه كردي حتما در راه راستت به كمينشان مي نشينم، آنگاه از پيش روي و از پشت سر و از راست و چپ آنان در مي آيم (و چنان مي كنم كه) بيشتر شان را شكرگزاري نيابي پروردگارا به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندي من (نيز گناهان را) در زمين در نظرشان مي آرايم و همگيشان را گمراه مي كنم…. مگر بندگان با اخلاصست.

خداوند فرمود:

همين (اخلاص) راهي مستقيم است به (درگاه) من در حقيقت تو را به بندگان من تسلط نيست مگر كساني از گمراهان كه تو را پيروي كنند. نكوهيده و رانده از اينجا بيرون شو و از ايشان هر كه را تواني به آوات برانگيز و با لشكر سواره و پياده تا ختشان آور و در اموال و اولاد شريكشان شود وعده شان ده….. برو كه جزاي هر كس از آنها كه تو را پيروي كند دوزخ است…..

 

ـ .... اي آدم تو و همسرت در بهشت بيارام و از (نعمت هاي) آن از هر جا كه خواهيد به فراواني بخوريد همانا تو در آن نه گرسنه مي شوي و نه برهنه و نه تشنه مي شوي و نه در گرماي آفتاب مي ماني. ولي به اين درخت نزديك مي شويد كه از ستمكاران مي گرديد. اي آدم براستي اين (ابليس) با تو و همسرت دشمن است مبادا شما را از بهشت بيرون كند كه بدبخت شوي.

(اما) شيطان آن دو را وسوسه كرد تا شرمگاهشان را كه از آنان پوشيده بود،‌در نظرشان آشكار كند و گفت: پروردگارتان شما را از اين درخت بازنداشت مگر براي اينكه دو فرشته شويد يا از (زمره) جاودانان گرديد. اي آدم آيا ميل داري تو را به درخت جاودانگي و سلطنتي كه كهنه و نابود نشود،‌ راهنمايي كنم؟ و براي آن دو سوگند خورد كه: من بي شك از خيرخواهان شما هستم!

پس آن دو را به فريبي فرود آورد تا چون از (ميوه) آن درخت چشيدند، شرمگاهشان بر آنان آشكار گرديد و به پوشاندن خويش از برگ (هاي) بهشت پرداختند.آدم نافرماني پروردگارش كرده، گمراه شد و پروردگارش آن دو را ندا كرد كه:آيا من شما را منع نكردم و به شما نگفتم كه شيطان سخت دشمن آشكارتان است؟گفتند:پروردگارا، بر خود ستم كرديم و اگر تو ما را نيامرزي و بر ما رحم نياوري مسلماً از زيانكاران شده ايم.

 

ـ آنگاه خداوند فرمود:

همه از آن (مقام رفيع) فرود آييد كه برخي از شما با برخي ديگر دشمنيد و زمين تا هنگامي (معين) قرارگاه و (محمل) برخورداري شماست. در آن زندگي مي كنيد و در آن مي ميريد و از آن برانگيخته مي شويد. آنگاه آدم از خداي خود كلماتي فرا گرفت، پس خدا توبه اش را پذيرفت، و به راستي كه او بسيار توبه پذير و مهربان است.

 

ـ و (اي پيامبر) حكايت دو پسر آدم را به حقيقت و راستي بر آنها بخوان كه تقرب به قرباني جستند ازيكي پذيرفته شد و از ديگري پذيرفته نشد.

(قابيل به هابيل) گفت: همانا تو را خواهم كشت.

(هابيل) گفت:‌ جز اين نيست كه خدا قرباني پرهيزگاران  را خواهد پذيرفت اگر تو از كشتنم دست برآوري، من دست به كشتنت دراز نخواهم كرد كه من از خدا،‌ پروردگار جهانيان مي ترسم. من مي خواهم كه گناه (كشتن) من و گناه (مخالفت) خود را به گردن گيري تا اهل آتش شوي كه اين جزاي ستمكاران است.

پس نفسش (قابيل) او را به كشتن برادرش ترغيب كرد تا او را كشت و از زيانكاران گرديد آنگاه خداوند كلاغي را برانگيخت كه زمين (به چنگال خود) گود كند تا به او بنمايد كه چگونه پيكر برادرش را نهان سازد (قابيل) با خود گفت: اي واي بر من! آيا ناتوان شدم از آنكه همچون اين كلاغ باشم تا جسد برادرم را زير خاك پنهان كنم؟ پس در زمره پشيمانان درآمد.

و بدين سان آموختيم: «هر كس شخصي را بي آنكه كسي را كشته باشد يا بدون آنكه فسادي در زمين كرده باشد بكشد چنان است كه همه مردمان را كشته و هر كه نفسي را حيات بخشد مانند آن است كه تمام مردم را حيات بخشيده».

 

تلخيص از: داستان پيامبران در تورات، تلمود، انجيل و قرآن و بازتاب آن در ادبيات فارسي/ صفحه 237

  

آفرينش آدم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سجده بر آدم و نافرماني ابليس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آدم و همسرش در بهشت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آدم و همسرش در زمين

 

 

فرزندان آدم

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط s.ansari در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 و ساعت 15:57 | 

 

|+| نوشته شده توسط s.ansari در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 و ساعت 15:30 | 

 

|+| نوشته شده توسط s.ansari در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 و ساعت 15:29 | 

ابتسـم

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته..

ابتسـم

وسامـح

وعِـش ...ولكــن !!




¯`·._.· بـقـلـــب مــحــــب¯`·._.·

وحاول ان تعيش الحب بكل معانيه

الدافئة وبكل بحوره الواسعة

ولا تضيق رحابه ولا تغلق ابوابه

ولا تستنكر اصحابه

فدقيقة واحدة تعيشها وقد صفا قلبك

على كل الناس , وسما فيك الاحساس

لهي دقيقة توزن بالذهب

ولكلمة حلوة تخرج من لسان محب

وتستقر في قلب محب

لهي أفضل من كل هدايا العالم

ولانسان تشعر معه بالصدق

وتطير معه في رحاب المودة

لهو أفضل من كل ملايين البشر

وللحظة تحياها روحك تنبض بالخير لكل من حولك

لهي لحظة

تشفيك من كل أمراض القلق والحسد والوحدة


فالحياة أوسع

من أن نضيقها بالهموم والدموع

والقلوب أطهر

من أن نلوثها بالكره والضغينة

والحب أعظم

من أن ندفنه باللوم والعتاب وسوء الظن


الحب ليس بأن نعيش في أحلام

الحالمين , وآهات العاشقين

فهذا ما عرف من الحب إلا قشوره

ولم يتغلغل في بحوره أو يقرأ سطوره الحب

أن نعيش الخير بكل مدائنه وموانئه

وأن نكره الشر بكل ألاعيبه وأكاذيبه الحب

أن تعيش طاهر القلب , سليم الروح

لا تكسر قلوب المحبين

ولا تغدر بالطيبين

ولا تتجاهل قلوب الأوفياء المقربين ..

تحايااي

|+| نوشته شده توسط s.ansari در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 و ساعت 15:15 | 

Powered By BLOGFA - This Template Designd By Reza Aminzadeh
Iran Developers Network - Learn Programming